ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

266

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

برنگشتند ، و ازين پس سجاع [ 1 ] بنت حارث التغلبيه [ 2 ] برخاست و او زنى بود ترسا و سخن بسجع گفتى ، از آن جهت سجاع خواندندى ، و هم دعوى كرد بپيغامبرى ، و بنو تميم با وى بودند بسيارى ، بعد از آن با مسيلمة الكذاب يكى شد ، و سخنها بر هم بستى كه از آسمان آيد و مىگفتند ما هر دو پيغامبرانيم ، و باز از مسيلمه جدا شد بعد از آنك بزن او شد ، و ازين عار بنى تميم از وى بپراكندند ، و اندرين عطارد [ 3 ] بن حاجب گفت : شعر امست نبيتنا انثى نطيف [ 4 ] بها * و اصبحت انبياء الناس [ 5 ] ذكرانا پس سجا ( ء ) از خالد سوى موصل گريخت ، و ابو بكر ببحرين و عمان و زمين مهره و تهامه و هر جايگاه سپاه فرستاد باهل ردّه ، بعد از آنك خالد ( 175 - آ ) نصرت يافت ، و كار مسيلمه به يمامه بر دعوى پيغامبرى درست شد ، و سپاهى عظيم گرانمايه [ به روى ] جمع آمدند ، و آن را شرحهاست ، و او همچنان سخنان [ به ] سجع همى گفتى ، كه اين ميكائيل آورده است از آسمان ، تا چون سپاه مسلمانان كه ابو بكر فرستاده بود باهل ردّه به همه جاى پيروزى يافتند و همه عرب بمسلمانى بازگشتند و صدقات از همه قبايل بياورد ، و خالد را فرمود تا به يمامه رود و لشكرها سوى وى فرستاد ، تا كار مسيلمة الكذاب سپرى گشت ، و عاقبت اين سه كس كه دعوى پيغامبرى كردند : طليحه مسلمان شد در عهد عمر ، و سجاع [ 6 ] خود ترسا بود در عهد معاويه مسلمان شد ، و مسيلمه بر دست وحشى غلام مطعم بن عدى كشته شد هم بدان حربه كه حمزهء عبد المطلب را كشته بود ، و ببحرين و تهامه و عمان و ديگر جايها كه سپاه فرستاده بود همه ظفر يافتند و مسلمانى بلند گشت [ پس بو بكر ] خالد را سوى

--> [ ( 1 ) ] طبرى و كامل : سجاح بنت الحارث بن سويد ( ط ، ليدن 1 - 4 ص : 1908 ) و سجاع گويا از اختراعات مؤلف باشد كه سجاح را بتصحيف خوانده و وجه تسميه برايش جعل كرده است [ ( 2 ) ] متن : الثعبيه [ ( 3 ) ] متن . عيطار [ ( 4 ) ] اصل : لطيف طبرى : نطيف ( ن ل ) نطوف تطيف ( 1 - 4 ص : 1919 ) كامل : نطوف ( 2 ص 136 طبع قاهره ) [ ( 5 ) ] كذا - طبرى - اصل : اللّه [ ( 6 ) ] ص : سجاح حاشيه 1 )